X
تبلیغات
زیبا

 

فرانسیس لای

نام کامل او فرانسیس آلبرت لای است. او در 26 آوریل 1932 در نیس فرانسه به دنیا آمد. هنگامی که بیست سال داشت زادگاهش را به مقصد پاریس ترک نمود. در سال 1965 با کلود للوش (فیلمساز) آشنا شد و در ساختن موسیقی فیلم  "یک مرد و یک زن" او را یاری نمود.این فیلم در 1966 منتشر شد و به موفقیت بین المللی دست یافت و جوایز متعدد اسکار را به دست آورد و برای فرانسیس لای جوان نامزدی جایزه "گلدن گلوب" را برای بهترین موسیقی ابتکاری به همراه داشت. این موفقیت اولیه فرصت های بیشتری  رابرای فعالیت در صنعت فیلمسازی فرانسه برای وی مهیا نمود. در سال 1969 او برای فیلم "سوارکار در باران" به کارگردانی "رنه کلمنته" موسیقی فیلم ساخت. فرانسیس لای  در سال 1970 جوایز  اسکار و گلدن گلوب را برای  موسیقی فیلم "قصه عشق" دریافت نمود. در آمریکا آلبوم موسیقی متن فیلم  قصه عشق  رتبه دوم را در نمودار بیلبورد آلبوم ها و موسیقی فیلم ها دریافت نمود. "در جایی که من آغاز کردم" یک  تک ترانه ریتمیک  بود که ترانه آن را کارل سیگمن سروده بود و خواننده پاپ سنتی آن زمان "اندی ویلیامز" آن را اجرا نمود. این ترانه همچنین با ارکستر کامل توسط خود فرانسیس لای و با هنرنمایی  هنری مانسینی و شرلی بیسی  با موفقیت ضبط شد. وی همچنین برای دنباله فیلم "قصه عشق" با عنوان  "قصه الیور" موسیقی فیلم ساخت. فرانسیس لای همچنین برای فیلم های عاشقانه شهوانی همچون "امانوئل2"(1975) و "Bilitis" (1977) موسیقی های موفقی ساخت. در عرصه فعایت چهل ساله حرفه ای  فرانسیس لای برای برنامه های تلویزیونی نیز موسیقی ساخته است. وی به تنهایی و یا با همکاری افراد دیگر مجموعا برای  بیش از صد فیلم موسیقی ساخته است. و شخصا آهنگسازی بیش از ششصد ترانه را بر عهده داشته است.

 جوایز

جایزه اسکار بهترین موسیقی ابتکاری  برای فیلم "قصه عشق" - ۱۹۷۰

جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی ابتکاری برای فیلم "قصه عشق" – 1970

جایزه سزار بهترین موسیقی  برای فیلم Itinéraire d'un enfant gâté1988

و  نامزدی جوایز متعدد موسیقی فیلم در جشنواره های مختلف جهانی.

موسیقی فیلم love story

+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 و ساعت 12:38 |

میکلوس روژا

آنان که عقیده دارند موسیقی فیلم باید چون رؤیایی بر بستر صحنه‌ها باشد و بعد فراموش شود، به قطع و یقین میکلوس روژا را موسیقی فیلم نویس خوبی نمی‌دانند، که یکایک ملودیهای زیبای این آهنگساز، مثل اکثر آثار آهنگسازان مجاری، با یک بار شنیدن در ذهن می‌ماند

میکلوس روژا روز 18 آوریل 1907 در بوداپست مجارستان دیده به جهان گشود و هشتاد و هشت سال بعد در 27 ژوئیه 1995 در لوس‌آنجلس بر اثر کهولت درگذشت. در پنج سالگی فراگیری نواختن ویولن را آغاز کرد، ولی در نوزده سالگی بود که با ورود به کنسرواتوار لایپزیگ به تحصیل جدی موسیقی پرداخت. آهنگساز کثیرالهجرت در سال 1931 به پاریس رفت، ولی تنها چهار سال بعد به لندن کوچ کرد، و در نهایت در سال 1940 به کالیفرنیا رفت تا با همکاری الکساندر کوردا موسیقی فیلم دزد بغداد را تصنیف کند، و پس از آن همان جا ساکن شود

میکلوس روژا برای بیش از صد فیلم موسیقی نوشت، هفده بار نامزد اسکار شد، و سه بار آن را دریافت کرد، اولین بار برای بن‌هور در سال 1959. برجسته‌ترین فیلمهایی که روژا موسیقی آنها را تصنیف کرده عبارتند از سفر طلایی سندباد (1974)، دوازده مرد خبیث (1967)، سودوم و گومارا (1962)، ال‌سید (1961)، شاه شاهان (1961)، بن‌هور (1959)، ژولیوس سزار (1953)، و کجا می‌روی (1951)، و این آخری همان است که بنا بود گرگوری پک و الیزابت تیلور نقشهای اولش را داشته باشند، ولی با تغییر تهیه‌کنندگان، این رلها به رابرت تیلور و دبورا کر واگذار شد
+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 و ساعت 10:55 |

موریکونه

انیو موریکونه

انیو موریکونه (به ایتالیایی: Ennio Morricone) (زادهٔ ۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸ در رم، ایتالیا) آهنگسازی است که عمده شهرتش به‌خاطر تصنیف موسیقی فیلم‌های سینمایی می‌باشد. درابتدا او قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانه‌های پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. یکی از آثار بسیار موفق او در این زمینه ترانه (Se telefonando 1966) با اجرای مینا Mina (زاده ۱۹۴۰ - خواننده ایتالیایی) است که هنوز هم از جمله ترانه‌های بسیار محبوب ایتالیا به شمار می‌رود. او برای بیش از ۵۰۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی آهنگ ساخته است از جمله ۳۰ فیلم وسترن که بیشتر شهرت او به این فیلمها برمیگردد. سبک متنوع او در آهنگسازی برای گونه (ژانر)‌های مختلف سینمایی برای نمونه وسترنهای اسپاگتی، خوب، بد، زشت (سرجیو لئونه ۱۹۶۶) روزی روزگاری غرب (سرجیو لئونه ۱۹۶۸) و در سالهای اخیر موسیقی بسیار استقبال شده فیلمهای مأموریت مذهبی (رولند جاف ۱۹۸۶)، تسخیرناپذیران (برایان دی‌پالما ۱۹۸۷)، سینما پارادیزو (جوزپه تورناتوره ۱۹۸۸)،‌لولیتا (آدریان لی ۱۹۹۷) نشانگر استعداد و توانایی او است. او همچنین لقب دن ساویو را نیز داراست.

موسیقی فیلم‌ها

به خاطر یک مشت دلار ۱۹۶۴

به خاطر چند دلار بیشتر ۱۹۶۵

خوب، بد، زشت ۱۹۶۶

روزی روزگاری در آمریکا ۱۹۸۴

روزی روزگاری در غرب ۱۹۸۶

سینما پارادیزو ۱۹۸۸

یک تشریفات ساده ۱۹۹۴

لولیتا ۱۹۹۷

افسانه ۱۹۰۰ ۱۹۹۸

مالنا ۲۰۰۰

تسخیر ناپذیران

نام من هیچکس

ضایعات جنگ

نمونه هایی از کارهای ایشان. دانلود کنید و لذت ببرید.

خوب بد زشت

سینما پارادیزو

به خاطر یک مشت دلار

به خاطر چند دلار بیشتر

 

 

+ نوشته شده توسط زیبا در دوشنبه دهم اسفند 1388 و ساعت 12:0 |

موریس ژار

موریس ژار

موریس ژار (۱۳ سپتامبر ۱۹۲۴-۲۹ مارس ۲۰۰۹) آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر فرانسوی بود. او به‌عنوان یکی از آهنگسازان مشهور هالیوود شناخته می‌شود. اگرچه او برای چندین کنسرت آهنگ ساخته‌است ولی شهرت بیشتر او بخاطر موسیقی فیلم‌های موفقی چون لورنس عربستان (۱۹۶۲)، دکتر ژیواگو (۱۹۶۵)، گذری به هند (۱۹۸۴) می‌باشد، که هر سه برنده جایزه اسکار شده‌اند. یکی دیگر از آثار مشهور او موسیقی فیلم «محمد رسول الله» می‌باشد.

وی پدر ژان میشل ژار آهنگساز معروف سبک الکترونیک است. ژار در ۲۹ مارس سال ۲۰۰۹ بر اثر بیماری سرطان در لس آنجلس درگذشت.

وی بیش از صد و پنجاه موسیقی فیلم برای کارگردانان مشهوری مانند جان فرانکنهایمر، آلفرد هیچکاک، جان هیوستن، لوکینو ویسکونتی و پیتر ویر ساخت .

این آهنگساز فرانسوی در سال هزار و نهصد و پنجاه و دو نخستین موسیقی فیلم را برای جرج فرانجی برای فیلم کوتاه «هتل معلولان» ساخت.

موریس ژار در دهه شصت میلادی در آمریکا اقامت گزید؛ وی در سال دو هزار و شش و در پنجاهمین سال فعالیت خود کنسرتی را با پسر خود ژان میشل ژار در شهر مادری خود لیون فرانسه برگزار کرد و در آن مشهورترین آهنگ‌های خود را نواخت.

در پایان این پست نمونه هایی از آثار این آهنگساز فقید را برای دانلود قرار می دهم.

محمد رسول الله

بن هور

لورنس عربستان

Is_Paris_burning

+ نوشته شده توسط زیبا در شنبه هشتم اسفند 1388 و ساعت 17:32 |

یانی

یانی کریسومالیس (دریونانی: Γιάννης Χρυσομάλλης)، معروف به یانی، پیانیست و آهنگساز یونانی است.

از آنجایی که وی هیچگاه به مدرسه موسیقی نرفته بود و قادر به خواندن نت‌های موسیقی نبود، با تمرین و مطالعه، به خود نواختن پیانو را آموخت. وی در سال ۱۳۸۱ قصد سفر به ایران و اجرای برنامه در تخت جمشید داشت که بنا بر دلایلی نا معلوم ؟ این امر میسر نشد.

زندگی

یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳) در شهر کالاماتا یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند. در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان به جا گذارد و تلاش گسترده‌ای برای رسیدن به رقابت‌های المپیک نمود.

در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ شمسی) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش، روان شناسی در مشهور ترین دانشگاه روان شناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون (Chameleon) به عنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد. پس از آن کسی نمی‌داند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استودیوی شخصی است و بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های وی در دنیا به فروش رفته‌است.

او به موسیقی دانی مستقل با عقاید و تفکری منحصر به فرد تبدیل شد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نت‌های موسیقی نیز نبود. ولی با تبحری خاص ساخته‌های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابداعی خود می‌نگارد. یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده‌است.

اکثر آلبوم‌های یانی توسط شرکتهای virgin records و یاEMI تولید، تهیه و توزیع می‌شوند. یانی موسیقی‌های زیادی برای برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکت‌های تجارتی و بازرگانی خلق نموده‌است.

او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا می‌گذراند و اکنون شهروند آمریکا به شمار می‌رود. او مدت‌ها با خانم هنرمندی بنام لیندا ایوانز همکاری صمیمی داشت و در اوایل سال ۱۹۹۸ این ارتباط را پایان یافته اعلام کرد. این ارتباط ظاهراً یک همکاری دوستانه بوده‌است.

یانی از اوایل سال ۱۹۹۸ تا ماه آوریل ۱۹۹۹ هیچ گونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگزار نکرد و به استراحت پرداخت. اما در سال ۲۰۰۰ یکی از بی نظیر ترین آلبوم‌های خودش را ارائه داد. جالب این است که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم شخصاً و فقط توسط خود یانی در استدیوی شخصی خودش انجام شد.

یانی تا به حال موسیقی به سبک مذهبی ارائه نکرده‌است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه به اندیشه‌های نو و جدید خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن نوزدهم میلادی بنام Lakme ساخته Leo Delibes می‌باشد و اشعاری که در این قطعات خوانده می‌شود اکثراً اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص می‌باشند و بر خلاف تصور، به زبان فرانسوی نمی‌باشند. به جز قسمت‌هایی محدود که به زبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده‌اند.

یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته‌است که سابقاً با گروه Pistols همکاری می‌کرده‌است. این آهنگ تغییر یافته یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده‌است. این آهنگ که «جرات آرزو» یا Dare to Dream نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده‌است.

یانی تمایلات مذهبی ندارد و مخالف کلیسای سنتی است. او معمولا خیلی به ندرت موسیقی گوش می‌دهد و به گفته خود او موسیقی را صرفاً از ایستگاه‌های رادیویی گوش می‌کند.

خواننده مورد علاقه او پیتر گابریل است و اعتقاد دارد که در سال‌های اخیر به جز موسیقی محمد رسول‌الله، عیسی مسیح، دکتر ژیواگو، ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر، قطعه جالب توجهی نشنیده‌است.

مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند. مادر وی فلیستا Felista پدرش سوتیری Sotiri نام دارند. یانی قطعه‌هایی را به نام مادرش ساخته‌است و علاقه خاصی به کشور خود و اماکن قدیمی دارد.

سال‌ها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولین کار خود را بنام «بیرون از سکوت» یا Out Of Silence در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶ شمسی) به بازار عرضه کرد.

یانی سال‌ها پیش با شهداد روحانی نیز همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او، یکی از زیباترین کنسرت‌هایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.

یانی در سال ۲۰۰۳ آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد. در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده‌های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگ‌هایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Talk Show روی آورده‌است. به عقیده کارشناسان موسیقی و طرفداران موسیقی، یانی در سال‌های اخیر نسبت به دهه نود افت داشته هر چند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی New Age داشته‌است.

البته خود یانی نام گذاری سبک New Age را بر روی آثار او از بد شانسی اش می‌داند و خودش نام Contemporary Instrumental Music (موسیقی سازی معاصر) را بیشتر می‌پسندد.

از جمله اجراهای وی می‌توان به کنسرت بزرگ آکروپولیس در ۱۹۹۴ و لاس‌وگاس در ۲۰۰۶ اشاره کرد. آخرین اجرای یانی به سال 2009 در مکزیک برمی گردد.جایی که یانه همراه با چهار خواننده برخی ار آثار مشهور و قدیمی اش از جمله در آیینه و پیشکش را اجرا کردند. ناتان پاچکو, خواننده اپرای به ایتالیایی, [[اندر توماس]] با ترانه هایی به زبان اسپانیایی و کلوئه زنی که در این اجرا به سه زبان انگلیسی و ایتالیایی و اسپانیایی یانی را همراهی میکند.در این برنامه خواننده دیگری با نام لسلی میلز هم حضور دارد.

خودزندگی‌نامه

 یانی کتابی از زندگی‌نامه‌ ی خویش به نام «یانی در واژگان» (به انگلیسی: Yanni in Words) نوشته‌است.

Yanni_for_all_seasons

Yanni_-_In_Your_Eyes

Yanni_-_If_I_Could_Tell_You

+ نوشته شده توسط زیبا در جمعه هفتم اسفند 1388 و ساعت 21:27 |

باراباس

ماریو ناسچیمبنه

ماریو ناسچیمبنه یکی از شناخته شده ترین آهنگسازان ایتالیایی  موسیقی متن فیلم در قرن بیستم است. او در طی شش دهه از فعالیتش  چندین جایزه را برای مضامین نوآورانه در سبک آهنگسازیش به دست آورد. وی در طول زندگی حرفه ای خود موسیقی متن  بیش از 150 فیلم  را ساخته است. او متولد 28 نوامبر 1913 در شهر میلان ایتالیاست. نامبرده در 6 ژانویه 2002 در شهر رم چشم از جهان فرو بست. این آهنگساز فقید تنظیم و هدایت ارکستر را تحت تعلیم "جوزپه وردی" در هنرستان موسیقی میلان فراگرفت و پس از فارغ التحصیلی، چندین قطعه ی موسیقی مجلسی و باله نوشت.

وی برای نوشتن موسیقی متن فیلم "L' amore canta" (آهنگ عشق) ، در سال 1941 توسط ماریا فردیناندو پاگیولی( کارگردان) مأموریت یافت.
موفقیت این فیلم موزیکال  درهای یک حرفه ی کاملا جدید را به روی او باز نمود به طوریکه پیش از او آهنگسازان چندانی وجود نداشتند که منحصرا بر روی ساخت موسیقی برای پرده ی نقره ای سینما متمرکز شوند. وی به ویژه برای گنجاندن ابزار غیر ارکسترال مانند زنبورک، سازدهنی و نویزهای روزمره(مثل تیک تاک ساعت، صدای زنگ دوچرخه و صدای ماشین تایپ در فیلم " رم ساعت 11" ساخته جوزپه دسانتیس در سال 1952) که با هدف تأکید بر روی برخی از صحنه های فیلم صورت پذیرفته بود مورد تقدیر قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم وی مشارکت هنری خود را با برخی از کارگردانان مشهور ایتالیایی همچون "جوزپه دسانتیس" و "روبرتو روسلینی" گسترش داد. کار او در آمریکا  زمانی که وی برای ساخت موسیقی فیلم های مشهوری همچون "کنتس پابرهنه" به کارگردانی "جوزف ال مکینویچ" در سال 1954،" اسکندر کبیر" به کارگردانی "رابرت راسن" در سال 1956 و "سلیمان و ملکه سبا" به کارگردانی کینگ ویدور در سال 1959 به هالیوود فراخوانده شد مورد تحسین واقع نشد.
ماریو ناسچیمبنه در طول زندگی حرفه ای خود سه جایزه بهترین موسیقی فیلم  Nastro d'Argento"" را برای فیلم های "رم ساعت 11" (1952)، "تابستان خشن"(1960) و فیلم Pronto...c'è una certa Giuliana per te""(1990) دریافت نمود. او همچنین برای فیلم "دلفین های آبی" در سال 1990 نامزد دریافت جایزه David di Donatello شد هرچند موفق به کسب جایزه نشد. او در سال 1991 برای دستاوردهای یک عمر فعالیت در موسیقی فیلم مفتخر به دریافت جایزه David di Donatello گردید.

برخی از موسیقی فیلم های برگزیده او عبارتند از:

شب شمارش سالها
اتاق طبقه بالا
یک میلیون سال قبل از میلاد
وایکینگ ها
آمریکایی آرام
بوی راز
تابستان خشن
L'amore in città
رم ساعت 11
هنگامی که دایناسورها بر زمین حکومت می کردند
کنتس پابرهنه
اسکندر بزرگ
وداع با اسلحه
پسران و معشوقه ها
باراباس
تابستان هند
به اعتقاد من موسیقی فیلم باراباس یکی از ماندگارترین موسیقی هایی است که ماریو ناسچیمبنه ساخته و  به همین خاطر بخشی از موسیقی به یادماندنی فیلم "باراباس"  با بازی درخشان "آنتونی کویین"را در این پست قرار داده ام تا دانلود کنید و لذت ببرید.

باراباس (تیتراژ ابتدایی)

باراباس(مرگ باراباس)

+ نوشته شده توسط زیبا در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 17:16 |

نینو روتا

نینو روتا

مروري بر زندگي و آثار «نينو روتا»

گردآوري و ترجمه: ا. جهانشاهی

«نيني روتا رينالدی» 3 دسامبر 1911 در شهر ميلان در خانواده اي که همگي اهل موسيقي بودند به دنيا آمد. مادرش پيانيست و دختر يک آهنگساز بود. روتا در چنين محيطي بزرگ شد و در هشت سالگی زير نظر مادرش آموزش پيانو را شروع کرد و پس از مدت کوتاهي شروع به آهنگسازی نمود. دوازده ساله بود که اولين اورتوريو1 (قطعه موسيقی همراه با آواز) خود يعنی «لئينفنتسيا دي سان جووانی باتيستا2»- کودکي سان جووانی باپتيستا - را ساخت که 1923 در ميلان و پاريس اجرا شد. در همين سال وارد کنسرواتور شهر ميلان شد که در آنجا شاگرد «دلاکی3»، «اوريفيچه4» و «باز5» بود و بطور خصوصي زير نظر «پيتستی6» آموزش مي ديد. در همين زمان او به يک نابغه خردسال در زمينه موسيقی تبديل شده بود و به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر بسيار مشهور شده بود. اولين کمدي موزيکال او «ايل پرينچيپه پرکارو7» - شاهزاده پرکارو- در 1926 ساخته شد. در همين سال به رم رفت و در کنسرواتور «سانتا چِچيلا8»ي شهر رم شاگرد «آلفردو کاسِلا9» شد، 3 سال بعد در 1930 از اين کنسرواتور ديپلم کمپزسيون را دريافت کرد. او که در اين زمان بورس تحصيلي «انسنيتوي کرتيس10 فيلادلفيا» را برنده شده بود، به تشويق «آرتورو توسکانينی11» (رهبر ارکستر ايتاليايي1957-1867) به آمريکا رفت و بين سالهای 1930 تا 1932 در فيلادلفياي پنسيلوانيا زندگی کرد. در آنجا در کلاسهای کمپزسيون «روزاريو اسکالِرو12» و کلاسهای ارکستراسيون «فريتز رينر13» حضور يافت. او در آمريکا «آرون کوپلند14» (آهنگساز آمريکايي 1990-1900) را ملاقات کرد و با ترانه های عامه پسند آمريکايي، فيلمهاي بزرگ هاليوود و موسيقی «جرج گارشوان15» (1937-1898) آشنا شد. سپس او به ايتاليا بازگشت و پايان نامه خود را درباره «جوزفو تسارلينو16» آهنگساز دوره رنسانس نوشت و يک درجه فرهنگي از دانشگاه ميلان دريافت کرد.

روتا از زمان جوانی به واسطه دوستی ديرينه ای با «استاروينسکی17» داشت، با پيشرفتهای جديد در موسيقی آشنا بود. به همين جهت او يک مسير کاملاً متفاوت در موسيقي خود پيمود، که تکيه بر تقدم ملودی، توناليته مستقل از پيچيدگيهای هارمونيک، الگوهاي ثابت برای ريتم و فرم، استفاده از مفهوم موسيقي به عنوان يک عنصر خودجوش و بيان مستقيم از ويژگيهاي موسيقي روتا مي باشد.

او با ارائه کارهای برجسته در موسيقی ارکسترال و مجلسي توجه شنوندگان و منتقدان را به خود جلب کرد. اما بعد از جنگ جهاني دوم نظر منتقدان درباره او تغيير کرد و کارهای او از نظر تاريخي نابهنگام تلقي مي شدند. همانطور که موقعيت او به عنوان يک آهنگساز فيلم تثبيت مي شد اين عقيده قوت بيشتري مي گرفت. اما او به نوشتن موسيقي برای اُپرا و اُرکستر با موفقيت قابل توجهي ادامه داد، که حتي اين موفقيت  امروز هم در حال افزايش است.

 در 1937 فعاليت آموزشي خود را در کنسرواتور شهر «باری» به عنوان مدرس هارموني و کمپزسيون شروع کرد، که از اين طريق به رياست کنسراتور رسيد، سمتي که از 1950 تا زمان مرگش يعني 1979 با خود داشت.

به غير از آهنگسازي های زمان «کودکی» او چهار سمفونی و نه پرا ساخت که پراها عبارتند از : «آريودانته18» (پارما 1942)، «تورکوئمادا19» (1943)، «ايل کاپلو دی پاليا فيرنتسه20» - کلاه حصيری شهر فلورانس- (پالرمو 1955)، «آي دوِِ تيميدي21» - دو کمرو- (راديو تلويريون ايتاليا RAI 1950 و لندن 1953)، «لا نوته دي اون نئوراستنيکو22» - شبِ يک آدم عصبي- (پرميو ايتاليا 1959، لا اسکالا 1960)، «لو شواتولو اين گامبا23»- سنجاب باهوش - (ونيز 1959)، «آلادينو اِ لا لامپادا مجيکا24»-علاالدين و چراغ جادو- (ناپل 1968)، «لا ويزيتا مراويليوزا25»-ملاقات شگفت انگيز- (پالرمو 1970)، «ناپولی ميليونارا26»- ميليونرهاي ناپل- (فستيوال اسپولتو 1977).

او همچنين 23 کار صحنه و باله نوشت که معروفترين آنها عبارت است از: «لا راپرزنتاتسيونه دی آدامو اِد اِوا27» - خلقت آدام و اِوا - (پروجا 1957)، «لا استرادا28» - جاده - (لا اسکالا 1965)، «آچی اِ گالاتئا29» - آچي و گالاتئا - (رم 1971)، «له موليئره ايماژينر30»- موليئره خيالاتي - (پاريس و بروکسل 1976) و «آمور دی پوئتا31»- عشق شاعرانه- (بروکسل 1978) برای «مائوريچه بيارت32».

به علاوه روتا 3 کنسرتو برای پيانو، 3 کنسرتو برای ويلنسل و چندين کار در زمينه موسيقي مجلسي و کورال دارد که از قبل از جنگ جهانی دوم اجرا شده اند و هنوز توسط ارکسترهای مختلف در سراسر دنيا اجرا می شوند. آثار سينمايي او به اوايل دهه چهل ميلادی برمی گردد، زماني که اولين موسيقي فيلم خود را در 1944 برای فيلم «زازا33» با کارگردانی «رناتو کاستلاني34» ساخت. فيلم شناسي او به واقع اسامی تمام کارگردانان برجسته زمان خودش را در بر مي گيرد که مهمترين آنها «فدريکو فلينی» می باشد و اين آهنگساز شناخته شده جهاني بيشتر به خاطر 25 سال همکاری ثمربخش خود با فلينی در يادها مانده است. او موسيقی تمامی فيلمهای فلينی از «لو شيچو بيانکو35» - رئيس قبيله سفيد - در سال 1952 تا «پروا داُرکسترا36» - تمرين ارکستر- در سال 1979 را نوشته است. موسيقی روتا به اندازه تصاوير فلينی بخشي از اين فيلمها محسوب مي شود و ترکيب جادويي از مناظر و صداها را به وجود آورده است، به طوری که گفته مي شود موسيقي روتا مهمترين عامل به هم پيوستگی فيلم «هشت و نيم» معروفترين اثر فلينی مي باشد. او همچنين با کارگردانان ديگر شامل «لوکينو ويسکونتی37»، «فرانکو زفيرلی38»، «ماريو مونيچلی39»، «فرانسيس فورد کاپولا40» (اسکار بهترين موسيقي اورجينال فيلم برای «پدرخوانده : قسمت دوم» در سال 1974)، «کينگ ويدور41»، «رنه کِلِمان42»، «ادوارد ديميتريک43» و «ادواردو دي فيليپو44» همکاری داشته است. البته از نامزدي اسکار او برای موسيقی مسحور کننده فيلم «پدر خوانده45» 1972 جلوگيری به عمل آمد، چون معلوم شد که روتا «تم عاشقانه46» فيلم را از موسيقی يک فيلم قديمی و گمنام ايتاليايي مربوط به سال 1958 برداشته است. البته او بعداً در 1974 همراه با کاپولا برای قسمت دوم پدرخوانده يک اسکار از آن خود کرد.

بدون شک مشهور ترين کار روتا «تم عاشقانه» برای فيلم «رومئو و جوليت47» (به کاگردانی فرانکو زفيرلی 1968) می باشد که با کلام اضافه شده به آن و با اجرای «اندی ویلیامز» به يک موفقيت شگرف در موسيقي پاپ بدل شد. موسيقی روتا تاثير بسزايي روی آهنگسازان فيلم بعد از خود داشته بطوری که  «دنی اِلفمن48» (مأموريت غير ممکن49) به طور مشخص از موسيقي فيلمهايي که روتا برای فليني ساخت الهام گرفته است. روتا همچنين موسيقی بسياری از آثار تئاتر ويسکونتی و زفيرلی و دی فيليپو را ساخته است. روتا در 10 آوريل 1979 در شهر رم در گذشت و در فوريه 1995 موسسه نينو روتا در «فونداتسيونه چينی50» در ونيز ايتاليا تاسيس شد. موسسه «چينی» آثار آهنگسازان ايتاليايي در قرن بيستم و ازجمله مجموعه آثار «آلفرد کاسِلا» را مورد مطالعه قرار می دهد.

برخی از آثار موسیقی فیلم او عبارتند از:

1- رومئو و جولیت

2- پدر خوانده 1-2-3

3- جنگ و صلح

4- زیر آفتاب سوزان

5- کازانوا

 تعدادی از موسیقی فیلم های این آهنگساز فقید را برای دانلود قرار داده ام

رمئو و ژولیت

پدرخوانده

پدرخوانده(2)

پدرخوانده(3)

جاده

+ نوشته شده توسط زیبا در سه شنبه چهارم اسفند 1388 و ساعت 10:13 |


Powered By
BLOGFA.COM